تبلیغات
مهندسی کشاورزی -آب - تعطیلات خوش گذشت ؟؟
و از آسمان ، آبى پاک فرود آوردیم (فرقان 48)                                   
 

آخرین مطالب:
پیوندهای مرتبط:
û  انجمن علمی آب
û  آب ۸۴
û  اساتیدگروه آبیاری
û  کارشناسی ارشد
û  تخصصی
û  خبر
û  لینک های مفید
û  آب وادبیات
û  آشنایی با نرم افزارهای آب
û  فرهنگ لغت آبیاری

پیوندها:
2  گروه مهندسی آب دانشگاه مازندران
2  گنجینه ملی آب ایران
2  وبلاگ مهندسی آب دانشگاه چمران( اهواز)
2  کمیته بین الملی آبیاری
2  دانشکده کشاورزی بوعلی سینا(همدان)
2  مهندسی آب های زیرزمینی
2  شرکت مدیریت منابع آب ایران
2  کمیته ملی آبیاری وزهکشی
2  بانک اطلاعاتی قنات های کشور

تعداد صفحات:


Quick Search
Title, abstract, keywords

Author
 e.g.  j s smith
Journal/book title



Download RealPlayer

پنجشنبه 15 فروردین 1387

 

قصه‌ای به‌ زیبایی‌ نان‌

 
یك‌ مشت‌ دانه‌ گندم، توی‌ پارچه‌ای‌ نمناك‌ خیس‌ خوردند؛ جوانه‌ زدند و سبز شدند. كمی‌ كه‌ بالا آمدند، دورشان‌ را روبانی‌ قرمز گرفت‌ و همسایه‌ سكه‌ و سیب‌ شدند.بشقاب‌ سبزه‌ آبروی‌ سفره‌ هفت‌سین‌ بود.

دانه‌های‌ گندم‌ خوشحال‌ بودند و خیالشان‌ پر بود از رقص‌ گندم‌زارهای‌ طلایی. آنها به‌ پایان‌ قصه‌ فكر می‌كردند؛ به‌ قرص‌ نانی‌ در سفره‌ و اشتیاق‌ دستی‌ كه‌ آن‌ را می ‌چیند. نان‌ شدن‌ بزرگترین‌ آرزوی‌ هر دانه‌ گندم‌ است.
اما برگ‌های‌ تقویم‌ تند و تند ورق‌ خورد و سیزدهمین‌ برگ‌ پایان‌ دانه‌های‌ گندم‌ بود.
روبان‌ قرمز پاره‌ شد و دستی‌ دانه‌های‌ گندم‌ را از مزرعه‌ كوچكشان‌ جدا كرد. رویای‌ نان‌ و گندم‌ تكه‌تكه‌ شد. و این‌ آخر قصه‌ بود.
دانه‌ها دلخور بودند، از قصه‌ای‌ كه‌ خدا برایشان‌ نوشته‌ بود.
پس‌ به‌ خدا گفتند: این‌ قصه‌ای‌ نبود كه‌ دوستش‌ داشتیم، این‌ قصه‌ ناتمام‌ است‌ و نان‌ ندارد.
خدا گفت: قصه‌ شما كوتاه‌ بود، اما ناتمام‌ نبود. قصه‌ شما، قصه‌ جوانه‌ زدن‌ بود و روییدن. قصه‌ سبزی، قصه‌ای‌ كه‌ برای‌ فهمیدنش‌ عمری‌ باید زیست.
قصه‌ شما، قصه‌ زندگی‌ بود و كوتاهی ‌اش، رسالتتان‌ گفتن‌ همین‌ بود.
خدا گفت: قصه‌ شما اگرچه‌ نان‌ نداشت، اما زیبا بود، به‌ زیبایی‌ نان.

‌عرفان‌ نظرآهاری‌





   
   

Design by hezare3.net